تبليغاتX

یک نوجوان دبستانی
قسم به خودم ، راه آزادی را تا پایان میروم
 و بالاخره من برگشتم...

دوستان عزیز سلام

از این پس این وبلاگ مجددا آغاز به کار خواهد کرد

امروز قصد دارم نظرسنجی که تابستان قبل آغاز کرده بودم را به پایان برسانم و نتایج آن را اعلام کنم:

 

بزرگترین و مهمترین مشکل کشور ایران چیست؟

نداشتن رابطه با دیگر کشورها ( 30رای، 15%)
وجود نداشتن آزادی های اجتماعی ( 44رای، 22%)
وجود نداشتن آزادی بیان ( 24رای، 12%)
وجود نداشتن امکانات رفاهی ( 4رای، 2%)
حکومت و دولت! ( 48رای، 24%)
مردم حقوق خود را نمیدانند ( 30رای، 15%)
گرانی ( 20رای، 10%)

عنوان نظرسنجی: بزرگترین مشکل کشور
تاريخ شروع نظرسنجی: 1385/6/12
مجموع نظرات: 200

.....

 

بنابراین از نظر بازدیدکنندگان این وبلاگ حکومت و دولت بزرگترین مشکلات کشور ما هستند! وجود نداشتن آزادی های اجتماعی هم دیگر مشکل مهم کشور ماست
اینکه مردم حقوق خود را نمیدانند به همراه قطع رابطه با کشورهای دیگر در رتبه ی 3 قرار می گیرد ... آزادی بیان هم 12 درصد آرا را از آن خود کرده و گرانی پس از آن قرار گرفته... و گویا وجود نداشتن امکانات رفاهی چندان مشکل بزرگی نیست!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در جمعه بیست و پنجم خرداد 1386  |
 جلسه ی وبلاگی!
جلسه وبلاگنويسهاي مستقل با  مشارکت ... روز 5شنبه ساعت 2 تا 4 عصر در دفتر مشارکت_سميه، بين استاد نجات اللهي و سپهبد قرني، پلاك ۱۸۰ 
|+| نوشته شده توسط نوجوان در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386  |
 تجمع!

هم میهنان :

در روزگاری که ،  از هرسو ، هویت ، فرهنگ و تمدن کهن ایران زمین مورد حمله قرار می گیرد ؛ خبرهایی مبنی بر موافقت رییس سازمان میراث فرهنگی – که وظیفه ی  حفظ و پاسداری از میراث فرهنگی ، باستانی و ملی را دارد- نسبت به آبگیری سد سیوند به گوش می رسد . و به تبع آن ، تنگه بلاغی ، که در سینه ی خود آثار بی نظیر و ارزشمند باستانی فراوانی را دارد به زیر آب خواهد رفت  و علاوه بر آن به ، آرامگاه کوروش ، نماد حقوق بشر ، دشت پاسارگارد ، راه شاهی ، محوطه پارسه ، و حتی درختانی با قدمت بیش از 500 سال آسیب جدی خواهد رسید .

از همین رو ، ما ، جمعی از دوستداران فرهنگ و تمدن ایران برآنیم تجمع اعتراض آمیزی را روز شنبه ، 1/2/1386 ساعت 10 صبح برابر سازمان میراث فرهنگی برگزار کنیم و در این راه دست تمامی هم وطنان عزیز را می فشاریم . زیرا که معتقدیم،فردا برای نجات یادگارهای تاریخی این مرز و بوم بسیار دیر است .

امضا کنندگان :

کمیته دانشجویی دفاع از پاسارگاد:(مهرداد رحیمی ٬ کوروش جنتی ٬امیر حسین ایرجی٬حنیف یزدانی٬ عطیه وحیدمنش. احمد رضا حائری.میرا قربانی فر)

کانون دانشجویان مسلمان

دفتر تحکیم وحدت

 

 

آدرس سازمان :

خیابان آزادی ٬ نبش یادگار امام

 

|+| نوشته شده توسط نوجوان در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386  |
 خبر فوری
خبر فوری:

لحظاتی پیش تجمع اعتراض آمیز نسبت به تبعیض جنسیتی توسط نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد

این تجمع به مناسبت روز جهان زن برگزار میشد.

|+| نوشته شده توسط نوجوان در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385  |
 نظر شما در مورد ازدواج موقت
با سلام

قصد داشتم آپ جدیدم با موضوع فیلم اخراجی ها اثر آقای مسعود آدمکش(ببخشید دهنمکی یا مایکل مور ایران!!!) یا در مورد سخنرانی امروز آقای احمدی نژاد باشه.

حدود ۱ ساعت پیش در سایت کلوب در حال جست و جو برای کلوب های برتر بودم که به کلوب حجاب رسیدم و تصمیم گرفتم سری بزنم به این کلوب تا ببینم دوستان چه میگویند! به بحث ازدواج موقت رسیدم...برای چندمین بار بود که در اینترنت در مورد ازدواج موقت چیزی میخواندم

ابتدا دوست دارم نظر شما را در مورد ازدواج موقت بدانم و سپس خودم نظراتمو در یک پست بگویم

فعلا!

 

بعد نوشت۱: این آقایون و خانومایی که میان اینجا حتی اگر انتقاد و یا توهین هم کردند یه آدرسی از خودشون باقی بذارن.   کنجکاو شدم ببینم این آقا امیر کیه که ۲ روز پشت سر هم به وب سر زده!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385  |
 پیشرفت های ایران در دوره ی احمدی نژاد
محمود احمدی نژاد: پیشرفت و سازندگی کشور در سال ۸۵ سه برابر سال ۸۳ بوده است!

چرا سال ۸۳؟ واقعا جالبه! ببینید این آقای احمدی نژاد چقدر از خاتمی و همراهانش و محبوبیت وی میترسه که همه چیز رو با سال های خدمت آقای خاتمی مقایسه میکنه!

آیا تکمیل سد های نیمه تمام زمان خاتمی کار مهمی بوده که در زمان خاتمی انجام نشده؟

قیچی کردن روبان نهایی نیروگاه های هسته ای افتخاری برای دولت نهم است؟

احتمالا منظور آقای احمدی نژاد پیشرفت در قیمت ها بوده است!

.

پی نوشت: خلایق هر چه لایق!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در یکشنبه پانزدهم بهمن 1385  |
 مزرعه!

من و مزرعه یه عمره

چشم براه یه بهاریم

زیر شلاق زمستون

ضربه ها رو می شماریم

توی این شب غیر گریه

کار دیگه ای نداریم

هر کی خوابه خوش به حالش

ما به بیداری دچاریم

تن این مزرعه ی خشک

تشنه ی بذر دوباره است

شب پر از حضور تلخ

جای خالی ستاره است

مزرعه دزدیدنی نیست

فردا میلاد بهاره

دیگه این مزرعه هرگز

ترسی از خزون نداره

نفس بکش نفس بکش

اینجا نفس غنیمته

توی سکوت مزرعه

صدای تو یه نعمته

نفس بکش

|+| نوشته شده توسط نوجوان در جمعه بیست و نهم دی 1385  |
 بععععله!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در سه شنبه بیست و ششم دی 1385  |
 متاسفم برای خودم...

وقتی اجازه میدهند اعراب بنویسیند خلیج عرب

و وقتی وزیر راه به اروند رود میگوید شط العرب

چه انتظاری میتوان داشت؟متاسفم برای این ملت ساده!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در شنبه بیست و سوم دی 1385  |
 به یاد داریوش کبیر!
|+| نوشته شده توسط نوجوان در پنجشنبه سی ام آذر 1385  |
 مالیخولیایی!
و باز هم محمود احمدی نژاد نامه ای ارسال کرد! و این بار به مردم همیشه در صحنه ی آمریکا!!!!!

در راستای اینکه همسر آقای الهام گفته بودند احمدی نژاد پیامبر عصر جدید است محمود جان جو گیر شد و فکر کرد که واقعا پیامبره!

در مورد نامه های قبلی احمدی نژاد بارها گفته شد و گفتم و گفتند و گفتید اما انگار آقای احمدی نژاد نمیخواهد دست بردارد.

یعنی کار مهمتری از نامه نوشتن وجود ندارد؟ به نظر من اگر این نامه را در آمریکا تکثیر کنند و بین مردم پخش کنند فقط در دستشویی های آنجا مصرف میشود(خودتون بفهمید برای چه کاری!)

اما نظر من در مورد این نامه:

۱.باز هم نامه ی رسمی احمدی نژاد با یک دعا آغاز شد.من نمیدونم این آقا کی میخواد بفهمه که نباید اول یه نامه ی رسمی اونم به غیر مسلمون دعا نوشت!

۲.بدون هیچ مقدمه ای آقای احمدی نژاد اقدام به تخریب دولت منتخب مردم آمریکا میشود!

۳.یک پاچه خواری اساسی: همه خوبند! همه زیبا هستند! همه عدالتجو! همه خوشگل! همه ناز! آقای احمدی نژاد هدف از این نوشته ها و به تمسخر گرفتن شان ملت ایران چیست؟

۴.عليرغم سختگيري بلا وجه مقامات آمريكايي رفت و آمد ها و دوستي ها ادامه يافته است ......... احتمالا دانشجوهای آمریکا بودند که از دیوار سفارت ایران بالا رفتند! احتمالا دولت آمریکا بود که ایران را شیطان بزرگ خواند!

آقای احمدی نژاد ممکن است ایرانی های ساده دل این دروغ بزرگ را باور کنند اما مردم آمریکا هرگز باور نخواهند کرد!

۵.ما و شما از درد و غم روز افزون مردم مظلوم فلسطين ناراحتيم ...

احتمالا محمود خان فکر کرده مردم آمریکا هم میگن فلسطین اشغالی! درسته که آقای احمدی نژاد قدرت تفکر نداره ولی این که دیگه فکر کردن نمیخواست!

۶.مادران فلسطيني نظير مادران ايراني و آمريكايي فرزندان خود را دوست دارند و از زخمي شدن و زنداني شدن و كشته شدن آنان به شدت اندوهناك مي شوند . كدام مادر است كه در سوگ فرزند خود ناراحت نشود ؟
همین یک جمله برای اثبات دیوانگی یک فرد کافیست!فکر کرده ملت شریف آمریکا الان تحت تاثیر قرار میگیرند!

۷.دولت آمريكا اجازه نداده است شوراي امنيت سازمان ملل حكومت غاصب صهيونيستي را محكوم نمايد...

همانطور که روسیه اجازه نداده است شورای امنیت ایران را محکوم نماید!

۸.اما متاسفانه دولت آمريكا به افكار عمومي مردم خود نيز توجه نداشته و پرچمدار حمايت از متجاوزان به حقوق مردم فلسطين بوده است .
 آقای احمدی نژاد!!! اگر مردم آمریکا مخالف دولت بوش بودند بوش ۲ بار برنده ی انتخابات نمیشد! اینو درک کن!

۹.آنان وجود سلاحهاي كشتار جمعي در عراق را بهانه كردند اما بعدا معلوم شد اين ادعا دروغ و فريب بوده است . گرچه صدام ساقط شد و مردم از سقوط صدام خوشحال شدند اما درد و رنج مردم عراق گسترده تر ادامه يافت .
تناقض از این مشهود تر؟؟؟!

۱۰.بعيد مي دانم شما راضي باشيد سالانه دهها ميليارد دلار از خزانه شما صرف اين لشكر كشي شود

و بعید میدانیم ملت ایران راضی باشد سالانه دهها میلیارد تومان از خزانه ی ایران به حساب لبنان و سوریه و فلسطین ریخته شود.

۱۱.داستان غم انگيز زندان ابوغريب در عراق و گوانتانامو را شنيده ايد

خوب بود آقای احمدی نژاد میانگین قتل زندانیان در زندان های مختلف دنیا را میگرفت بعد این رو مینوشت!

۱۲.شما خود شاهد هستيد هر روز ، به بهانه مبارزه با تروريسم ، آزاديهاي مدني در آمريكا محدود مي شود

آقای رئیس جمهور مردم آمریکا خر نیستند! مردم ایران هم خر نیستند!

احتمالا طرح ضربتی جمع آوری ماهواره ها و مبارزه با بدحجابی و دستگیری دختران و پسران در آمریکا اجرا شده!

۱۳.بدون ترديد ملت آمريكا از اينگونه رفتارها ناراضي است و با نحوه حضور در انتخابات اخير اين نارضايتي را نشان داد.

در انتخابات آمریکا ۵۹ درصد واجدان شرایط و در ایران ۵۶ درصد واجدان شرایط در آخرین انتخابات شرکت کرده اند... به این هم توجه کنید انتخابات آمریکا برای کنگره بود و انتخابات ایران برای ریاست جمهوری!

۱۴.حمايت از صهيونيست‌ها چه ارمغاني براي ملت آمريكا داشته است؟
حمایت از تروریست ها چه ارمغانی برای ملت ایران داشته است؟!

۱۵.شما بهتر مي دانيد كه هنوز عده‌اي از آسيب ديدگان طوفان كاترينا در رنج هستند و فقرا و بي خانمانهاي زيادي وجود دارند .
در بم و زرند و گلستان همه ی مشکلات حل شده!

۱۶.به كلام آسماني قرآن كريم توجه كنيم كه مي‌فرمايد:
و اما كسي كه توبه كند و ايمان آورد و به كار شايسته پردازد. اميد است كه در گروه نجات‌يافتگان قرار گيرد. و پروردگار تو هر چه بخواهد مي‌آفريند و برمي‌گزيند و آنان اختياري ندارند. منزه است خدا و از آنچه با او شريك قرار مي‌دهند.

این قسمت توهین مستقیم به ملت آمریکا و دولت آمریکا و حتی قرآن است

۱۷.در آخر نامه بازهم آیه و دعا و امثال اینها!

آقای احمدی نژاد! مطمئن شدم دیوانه ای!

آیا همه ی مشکلات ملت ایران حل شده؟

آیا رفاه و آسایش مردم ایران بیشتر از آمریکاییهاست؟؟!

آیا...

پی نوشت:اشکان سالاری نامزد سابق زهرا امیر ابراهیمی و یکی از عاملان پخش سی دی خصوصی ۲۷ آذر در میدان انقلاب سنگسار خواهد شد...هر چند عمل اشکان بسیار زشت بوده ولی آیا این حق است؟ برای دولت و مجلس و قوه قضاییه متاسفم!

 

|+| نوشته شده توسط نوجوان در پنجشنبه نهم آذر 1385  |
 دولت خودخواه!

فيفا فوتبال ايران را از تمامي فعاليت‌هاي بين‌المللي در زمينه‌ي فوتبال معلق كرد.

به گزارش خبرنگار ورزشي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، كميته‌ي اضطراري فيفا كه متشكل از رييس فيفا و يك نماينده از هر شش كنفدراسيون است، روز پنج شنبه تصميم گرفت كه فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران را به دليل آنچه "دخالت دولت در امور فوتبال" خواند كه بر خلاف ماده‌ي 17 اساسنامه‌ي فيفاست از تمامي فعاليتهاي بين‌المللي به حالت تعليق درآورد.

كميته اضطراري فيفا پس از اين كه تشخيص داد وضعيت فدراسيون فوتبال ايران با موضوع استقلال فدراسيونهاي عضو در اساسنامه‌ي فيفا مغاير است، چنين تصميمي را اتخاذ كرد.

طبق اساسنامه‌ي فيفا، فدراسيون‌ها بايد مستقل و خارج از مسير تصميم‌گيري دولت‌هاي كشورشان در تغيير مديريت فدراسيون باشند.

كميته‌ي اضطراري فدراسيون جهاني فوتبال براي خارج شدن ايران از اين محروميت سه موضوع را مطرح كرد كه اين سه موضوع اينچنين است:

1-تشكيل كميته‌ي ساماندهي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران كه تركيبي از نفرات مستقل و مورد اعتماد فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا خواهند بود. نفرات كميته‌ي فوق را اين دو نهاد تعيين خواهند كرد.

2-اساسنامه‌ي جديد اصلاح‌شده بر اساس اساسنامه‌ي فيفا.

3-برگزاري انتخابات جديد تحت نظر فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا پس از تأييد نهايي اساسنامه‌اي كه در بالا به آن اشاره شد.

محمد بن همام، رييس كنفدراسيون فوتبال آسيا و عضو كميته‌ي اضطراري فيفا درباره‌ي محروميت ايران، گفت: «اميدواريم متوليان فوتبال ايران شرايط مطرح‌شده را بپذيرند كه اين مسأله نه تنها براي بهبود وضعيت فوتبال بلكه براي حضور تيم‌هاي فوتبال ايران در مسابقات مهم آسيايي اهميت دارد.»

در ادامه‌ي خبر سايت كنفدراسيون فوتبال آسيا آمده است: مرداد 1385 فيفا و كنفدراسيون فوتبال آسيا به ايران مهلت دادند تا تاريخ 24 آبان 1385 محمد دادگان، رييس فدراسيون را بار ديگر به پست سابقش بازگردانند و اساسنامه را مطابق با اساسنامه فيفا كند. فيفا و AFC اعلام كرده بودند كه مقام دادکان و اعضاي هيأت رييسه‌ي او را همچنان به رسميت مي‌شناسند و آنها را داراي مشروعيت رياست و اداره‌ي فدراسيون فوتبال جمهوري اسلامي ايران مي‌دانند.

......................

وقتی احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران انتخاب شد خیلی ها خوشحال شدن و خیلی ناراحت! خیلی ها انتخاب احمدی نژاد رو برگشت به گذشته میدونستن.

کاری به فقر و بیکاری و رفاه و فساد و آزادی ندارم. بحث امروز تعلیق فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی اسلامی است!

به جرئت میتوان گفت از بین ۳ رئیس گذشته ی فدراسیون یعنی فراهانی و مصطفوی و دادکان نفر سوم بهترین رئیس بود که هر کاری را برای پیشرفت فوتبال ایران انجام داد

در مدتی که دادکان ریاست فدراسیون فوتبال را بر عهده داشت فوتبال ایران به موفقیت های زیادی دست پیدا کرد و تنها فدراسیونی بود که تیم ملی در زمان آن در هیچ جامی حذف نشد و طبق آمار میانگین کمترین شکست را دارد.

غیر از نتایج تیم ملی بحث درآمد زایی فدراسیون هم یکی دیگر از موارد مثبت کار دادکان در فدراسیون بود.

فدراسیون دادکان اولین فدراسیون در تاریخ فوتبال ایران بود که به طور مستقل و بدون احتیاج به سازمان تربیت بدنی و دولت درآمد زایی میکرد.

اما چرا دادکان برکنار شد؟

فردای بازی ایران و مکزیک محمد دادکان در جمع خبرنگاران ایرانی گفت که غیر از بلیط های جایگاه اختصاصی هیچ بلیط دیگری در اختیار فدراسیون قرار نگرفت!

علی آبادی هم به بهانه ی شکست تیم ملی!!!!!! از انجام مصاحبه با خبرنگاران و پاسخ به پرسش ها خودداری کرد و فقط گفت از طرف دادکان از مردم عذر میخواهم!!!

یک روز قبل از بازی ایران و پرتغال محمد دادکان اعلام کرد در اعتراض به دخالت دولت و تربیت بدنی در کارهای فدراسیون پس از بازی ایران و آنگولا از فدراسیون کنار میروم.

اما علی آبادی که به شدت اوضاع را نامساعد و خود را در حال ضایع شدن شدید! میدید اعلام کرد دادکان را برکنار کرده ایم!!!

پس از بازی های جام جهانی محمد دادکان بدون تقدیم استعفا از سمت خود کنار رفت.

علی آبادی با برداشتن یک گام رو به عقب داریوش مصطفوی را به عنوان دبیر فدراسیون فوتبال انتخاب کرد! (مصطفوی همان کسی است که دوشنبه شب در برنامه ی ۹۰ گفت کاشف الکل ابوریحان رازی است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!)

مصطفوی و علی آبادی در یک اقدام مسخره! کیومرث هاشمی که یک رئیس فدراسیون اخراجی در زمان دادکان بود را به عنوان رئیس فدراسیون برگماردند تا عملا تمام قدرت فدراسیون را در اختیار خود داشته باشند.

......

اما فیفا که معتقد است فدراسیون ها باید استقلال داشته باشند فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی را تهدید به محرومیت کرد.

هنگامیکه صدای روزنامه ها و مردم در آمد علی آبادی در یک برنامه ی ورزشی شبکه ی ۳ به هموطنان عزیزش قول داد فیفا هیچ اقدامی بر علیه فوتبال ایران انجام نخواهد داد.

درست یک روز قبل از محرومیت فوتبال ایران علی آبادی و مصطفوی در مجلس حاضر شدند و به نمایندگان نماینده های مجلس(ندیمی-افروغ) قول دادند که فدراسیون محروم نشود.

اما........

احمدی نژاد گفته بود در صورت محرومیت با خاطیان برخورد شدید خواهد کرد!

اما از نظر پرزیدنت احمدی نژاد چه کسی خاطی است؟ مطمئنا احمدی نژاد هیچ برخوردی با دوست صمیمی خود یعنی علی آبادی و حامی شدید علی آبادی یعنی باجناق محترم آقای احمدی نژاد(سعیدلو) نخواهد کرد.

و چه میشود؟

فعلا!

|+| نوشته شده توسط نوجوان در جمعه سوم آذر 1385  |
 بازگشت اژدها!
و من برگشتم!فعلا
|+| نوشته شده توسط نوجوان در جمعه بیست و ششم آبان 1385  |
 تعطیل

این وبلاگ برای همیشه به کما رفت

|+| نوشته شده توسط نوجوان در سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385  |
 
مطلب جدید محمدرضا بلبل پور که بر علیه من نوشته خواهد شد

فردا به این وبلاگ سر بزنید و مطلبی بر علیه من رو بخونید

اینم آدرس پستی که هنوز نوشته نشده:

جعفر کذاب

|+| نوشته شده توسط نوجوان در یکشنبه دوازدهم شهریور 1385  |
 دولت تسلیت!
واقعا نمیدونم اسم این دولت رو چی میشه گذاشت!!!؟                                                                دولت مهرورزی به کشته شدگان هواپیماها؟ دولت مهرورزی به قوه ی تخمی(همون انرژی هسته ای خودمونه!)؟ دولت تفاوت زاویه ی ۰ درجه و ۳۶۰ درجه(سوتی مشهور ریاست محترم جمهور)؟ دولت دو پدره ها(در سایت آقای احمدی نژاد پدر ایشان یک بار در سال ۷۲ و یک بار در سال ۸۵ فوت کرده اند)؟

فکر میکنم دولت تسلیت از همه ی اینها بهتر باشه؟ به نظر شما چه کسی خونسرد تر از محمودخان وجود داره؟ ملت احمق-بز-نفهم!!! همینه دیگه

زمان آقای خاتمی دو تا قطار به هم خوردند وزیر بیچاره استیضاح شد!

بله! یک ساله این آقا رئیس جمهور شده و وزیر راه معارفه شده! کارنامه ی وزیری که از رئیس کم نداره هم اینیه که میبینید:

سقوط ۳ هواپیما                                                                                                                   خارج شدن ۲ قطار از ریل                                                                                                      مسمویت غذایی مسافران قطار و هواپیما ۴ مورد                                                                      فرود اضطراری هواپیما ۶ مورد                                                                                                   باز نشدن چرخ های هواپیما و معطلی مسافران در آسمان ۵ مورد

میبینید چه کارنامه ای داره؟ این فقط یک وزیره!

وضعیت وزرای آموزش پرورش  و  علوم   و ارشاد  و اطلاعات  و کشور به کنار!

این رو همه میدونن که ۵ وزیر بالا افتضاح تر از وزیر راه بودند پس وای به حال این دولت

وای به حال کسی که دور بعدی هم به این آقا  بدهد رای!

.....

نمیدونم تا کی مردم ما باید چوب هواپیماهای فوکر و توپولف رو بخورند!

.....

و اما نکاتی جالب:

۲ روز پیش از سقوط هواپیما:

پیشنهاد اروپا و آمریکا برای دادن هواپیماهای درجه ی یک به ما بسیار بچه گانست و ملت ما به این هواپیماها احتیاجی ندارد(محمود احمدی نژاد)

۴ روز پیش از سقوط هواپیما:

تعلیق فعالیت های هسته ای و جایگزینی آن با دریافت هواپیماهای اروپایی و تجهیزات دیگر مثل جایگزینی مروارید با آبنبات است(علی لاریجانی)

۷ روز پیش از سقوط هواپیما:

همانطوری که انرژی هسته ای را بدست آوردیم روزی هواپیما میسازیم.غرب به فکر خودش باشد(آیت الله...حتی از آوردن اسمش هم خوف دارم...همون که پدر زن  احمدی نژاده...اول فامیلیش هم جن..)

...

بله.همه ی این حرفا یعنی اینکه جان مردم آبنباته و انرژی هسته ای مروراید! زن در حجاب هم مانند مرواریدی است در صدف! یعنی زن باحجاب نقش انرژی هسته ای رو داره! زن بی حجاب هم آبنباته!

.....

بذارید یه کم جدی باشم:

آقای احمدی نژاد شما قرار بود کاری کنید که من به عنوان یک ایرانی به ایرانی بودنم افتخار کنم...آقای احمدی نژاد...من گه گاهی به چت روم های فوتبالی و دینی یاهو سر میزنم...به خدا وقتی میگویم ایرانی هستند میگویند برو بمب اتم بساز اینجا چه کار داری؟

آقای احمدی نژاد شما کاری کرده اید که مردم بگویند گناه ما چه بوده که در ایران به دنیا آمده ایم؟

آقای احمدی نژاد آیا انرژی هسته ای مهمتر از جان مردم است؟ مهمتر از آزادی و رفاه مردم است؟

آقای احمدی نژاد چرا سعی میکنید دیگران را مقصر نشان دهید؟

آقای احمدی نژاد یعنی جمع کردن ماهواره ها(که خوشبختانه یا متاسفانه من ندارم) مهمتر از جان مردم است؟

اجازه دهید حقیقت را بگویم:

آقای احمدی نژاد...سقوط هواپیما برای شما بد نیست...خوب هم هست...مردم اینقدر احمق هستند که صدایشان در نیاید...امروز خودم چند بار در کوچه و خیابان شنیدم که مردم احمق و ساده میگفتند این ها کار مخالفان احمدی نژاد است برای تخریب وی!...آقای احمدی نژاد...اگر میخواهی در منصب بمانی...روشنفکران را دستگیر کن و ماهواره ها را جمع کن...سر مردم با نرگس گرم میشود...به کارت ادامه بده...

|+| نوشته شده توسط نوجوان در شنبه یازدهم شهریور 1385  |
 علت تاخیر-مشارکت-پاسخ یک کامنت-شعارهای دولت-رقص در مراسم-سد سیون-قمارباز-شکست اسرائیل و حزب الله
سلام خدمت دوستان عزیز ، ولادت مرد آزادگی و اعیاد شعبانیه رو به همه ی شما تبریک و تهنیت میگم...ببخشید که این چند وقته نتونستم ایمیل ها و کامنت هاتون رو جواب بدم آخه سرم شلوغ بود و مشکلات زندگی فراوان! مخصوصا حالا که به اواخر تابستون نزدیک میشیم...
راستش چند روزه که میخوام آپ کنم ولی تا چند خط مینویسم خسته میشم و بیخیال!
بالاخره چند تا موضوع برای نوشتن پیدا کردم:

1.در یکی از پست های قبلی از انتخاب آقای میردامادی به عنوان دبیر کل مشارکت به شدت! انتقاد کردم و گفتم این آقا توانایی کافی رو نداره
تو این مدت کمی در مورد ایشون و بقیه ی اعضای مشارکت تحقیق کردم و متوجه شدم بهترین جانشین برای دکتر خاتمی همین آقای میردامادیه...چون واقعا شخص بهتری وجود نداشت...سعید حجاریان و دکتر خاتمی که قبول نمیکردند و مصطفی معین هم که عضو مشارکت نیست و بقیه هم که هیچی!!!
امیدوارم آقای میردامادی در کارشون موفق باشند و بتونن اصلاح طلب ترین و بزرگترین حزب کشور رو به قدرت برسونن تا وضع کشور هم بهتر بشه
برای آقای محمدرضا خاتمی هم آرزوی موفقیت دارم و از تلاش هاشون در این 8 سال عمر مشارکت متشکر!
2.یکی از دوستان کامنتی نوشته بود که اصلاح طلبان آدم های مرفه و پولدار و سیری هستند...دوست عزیز...این اصلاح طلب نون من و تورو نخوردن چون قبل از رسیدن به قدرت هم پولدار بودند...به عنوان مثال آقای محمدرضا خاتمی که دکترای جراحی قلب دارند...آیا ایشون باید نسبت به بقیه ی پزشکان بی بضاعت باشند...یا مثلا دکتر مصطفی معین و خیلی های دیگه...
دوست عزیز اکثر اصلاح طلبان و بالاخص اعضای مشارکت که شما بهشون اشاره کردین انسان های تحصیل کرده ای هستند و دارای تحصیلات عالیه...شما انتظار دارین وضع مالی این آقایون و خانم ها مثل دامداران و کشاورزانی باشه که عضو احزاب دیگه شده اند...مثلا شما انتظار دارین اعضای آبادگران که به زور سهمیه و اینها لیسانس دارند مانند این ها باشند؟
شما ها چرا اینجوری فکر میکنید؟
جریان همون عدالتیه که شما اصلا نمیدونین چیه و توقع دارین وضع یک نوجوان تهرانی پایتخت نشین مثل یک نفر باشه که در یک ده روی مرز زندگی میکنه؟ آیا توقعات این ها یکسانه؟
3.حتما به خاطر دارین که آقای احمدی نژاد شعار میدادند که در پایان سال اول خدمتشون گزارشی از کارهاشون ارائه میدن؟ هفته ی پیش آقای الهام سخنگوی دولت اعلام کرد که دلیلی وجود نداره که دولت بخواد این کار رو انجام بده!
این صحبت های آقای الهام حتی باعث شد روزنامه ی کیهان که متعلق به خودشون هست هم از دولت انتقاد کنه!
4.یادتونه پارسال در چنین روزهایی بازی های زنان مسلمان در تهران آغاز شد؟ در آخرین روزهای کاری مهندس مهرعلیزاده در سازمان تربیت بدنی.
در افتتاحیه ی اون بازی ها انجام حرکات نمایشی توسط زنان صدای این آقایون رو درآورد که ببینید دولت اصلاحات داره چه کار میکنه و مراجع تقلید هم نامه نوشتن که این چه وضعیه و اینا!
در مراسم تقدیر از نخبگان دانش هسته ای که دیشب برگزار شد زنان دیگه حرکت نمایشی انجام نمیدادند و تقریبا میرقصیند!
جالب اینکه این مراسم رو خود دولت مهرورزی برنامه ریزی کرده بود و آقای احمدی نژاد هم اونجا حضور داشت!
حالا سوال اینه که تفاوت این با اون چیه؟!؟!؟!
5.باز هم بحث آب گیری سد سیوند بر سر زبان ها افتاد و عده ای لحظه شماری میکنند برای تخریب تخت جمشید! واقعا نمیدونم چی بگم...به این وبلاگ سونیا که در لینک ها وجود داره سر بزنید و مطلبش رو بخونید.
6.قمار باز فردا میاد...رجوع شود به:www.ghalameazad.blogfa.com
7.آخرین مطلب اینکه نصرالله در آخرین سخنرانیش اعتراف کرد که حزب الله دچار اشتباه شد و نباید این جنگ رو آغاز میکرد...سید حسن نصرالله در ادامه گفت که این جنگ هیچ پیروزی نداشته و هم حزب الله و هم اسرائیل بازنده هستند.
واقعا من موندم که مقامات ایرانی چرا اصرار دارند حزب الله رو پیروز نشون بدن در حالیکه خود سید حسن نصرالله این حرفا رو میزنه

فعلا!
یا علی

|+| نوشته شده توسط نوجوان در دوشنبه ششم شهریور 1385  |
 مشارکت حزب دوست داشتنیه من! به کجا میرود؟






چیزی برای گفتن ندارم!


به قول دوستانی که آنجا بوده اند محمدرضا خاتمی آنجا خندید و شوخی کرد با بقیه ولی...


...ولی عکس ها گویا هستند که محمدرضا خاتمی هم نگران آینده ی مشارکت است...


بله درسته! خاتمی با اصرار خودش رفت ولی انتظار نداشت انسان چلمنگ! و بی جراتی مثل میردامادی جانشین وی شود...حتما به یاد دارید که میردامادی چه به هنگام نمایندگی مجلس و چه در زمانیکه عضو دولت بود چه اصلاح طلب ترسویی بود.


حتما به یاد دارید که میردامادی در مجلس ششم خیلی زود در مقابل اقلیت محافظه کار تسلیم میشد و کمیسیونی که خودش رئیس آن بود را به فنا برد!


ای کاش کسی مثل محمدرضا خاتمی دبیر جدید مشارکت میشد و جانشین محمدرضا ی عزیز!


ای کاش امثال مصطفی معین عضو مشارکت بودند تا جانشین خاتمی شوند.


علی رغم اینکه میدانم خیلی محال است ولی امیدوارم مشارکت با محسن رمضان زاده به روزهای خوبی برسد!!!انشاالله!!!


...


نفرین بر جنگ:


چشما خیسه اشکا بارونه


حتی خونه شکل زندونه


قلب من مثل دستای تو


بنده زنجیره


سهم مردم سرب و آتیشه


دنیا داره رنگ خون میشه


عشق من توی باروت و خون داره میمیره


نفرین بر جنگ نفرین بر جنگ


آدم خسته حتی گریونه


موندن سخته مردن آسونه


نسل ما داره روزاشو تو حسرت میبازه


بوی باروت هر جا پیچیده


تو این وسط کی عشق رو دیده؟


خسته ام از این شعرای تلخ و بی اجازه


نفرین بر جنگ نفرین بر جنگ


باروت و خون و عشق


با هم نمیخونه!


دنیا زندونه!


دنیا با صلح پر از عشقه همیشه


دنیا با عشق چه خوب و تازه میشه


با صلح!


نفرین بر جنگ نفرین بر جنگ


دنیا زندونه دنیا زندونه


حتی خونه شکل زندونه!


باروت و خونهو عشق


با هم نمیخونه


نفرییییییییییییییییییییییین به جنگ!


نفرین بر جنگ نفرین بر جنگ


...


بعد نوشت: دوستان من در متن اشتباهی به جای محسن میردامادی نوشتم عبدالله رمضان زاده اونم به یه دلیلی بود که به خودم مربوطه...به هر حال تفاوتی وجود نداره

|+| نوشته شده توسط نوجوان در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385  |
 سفر!
اول سلام دوم اینکه من امروز بعد از ظهر رسیدم تهران سوم اینکه ممنونم از کسانیکه برام کامنت گذاشته بودن و تشکر ویژه از خانوم فاطمه و آقا یا خانوم منم! که هیچ نشونی از خودشون به جا نذاشتن
به دلیل کمبود سوژه و شاید ناتوان بودن من در نوشتن گوشه هایی از سفرم را در اینجا قرار میدهم ، با اجازه!
روز اول:
1.پرواز عالی با هواپیمای توپولف! و خلبان روس:
زمانیکه برای پرواز به سمت کیش سوار هواپیما میشدم و متوجه شدم که هواپیما توپولف است منتظر عواقب این کار بودم که البته برخلاف آنچه فکر میکردم یک پرواز عالی رو داشتم بدون کوچکترین تکان شدید از هواپیما...خلبان روس هواپیمای روس را خوب بلند کرد و خوب نشوند!
2.پیش به سوی کیش بدون حجاب:
خانم هایی که سوار هواپیما میشدند گویی احساس میکردن که به سمت یک کشور خارجی پرواز میکنند چون به محض سوار شدن تغییر لباس و چهره دادند!
3.رسیدن به کیش و نابود شدن توسط آب و هوا:
فکر میکنم حدود ساعت 9 شب بود که به کیش رسیدیم و چه آب و هوای بدی داشت اونشب...گرمترین شب اقامت ما و شرجی ترین شب همان شب اول بود...دمای 40 درجه ی شب با رطوبت 120 درصد نزدیک بود من رو خفه کنه...به محض پیاده شدن از هواپیما با آب و هوای خوب و خنک و گاهی سرد! به یک توده ی هوای داغ برخورد کردم که شیشه ی عینک های مردم را هم بخارزده! کرده بود!
4.استقرار در ویلا و رفتن به بازار بین المللی پردیس:
ویلایی که ما در اون ساکن بودیم بسیار عالی بود و از همینجا تشکر میکنم از دوستان پدرم که اونجا رو برای ما رزرو کرده بودند...بازار بین المللی پردیس 1 و 2 در 500 متری ویلای ما بود و همان شب اول واردش شدیم!!! داخل بازار و چهره ها و لباس های مردم در هیچ گونه تفاوتی با وضعیت سنگاپور و دبی نداشت! و این هم از فواید دولت اصلاحات است که به هر حال مکان هایی وجود دارد که مردم راحت باشند!
5.غذای بوف! افتضاح:
شعبه ی بوف در داخل بازار پردیس بود و ما هم گول اسم اون رو خوردیم...کیفیت غذای بوف کیش هیچ شباهتی به شعب تهران بوف نداشت و واقعا افتضاح بود...هر چند به مراتب گرانتر بود!
روز دوم:
1.کرایه ی یک تویوتا کمری و رفتن به شهر زیرزمینی کاریز و ساحل:
پدرم یک تویوتا اجاره کرد برای راحتی بیشتر و رهسپار شهر زیرزمینی کاریز شدیم...برخلاف اینکه صدا و سیما این شهر زیرزمینی رو مکانی توریستی معرفی کرده بود و از شلوغی آن خبر میداد غیر از ما حدود 15 نفر دیگر داخل آنجا بودند و این در حالی بود که مسئول این شهر زیرزمینی اعلام کرد که امروز استقبال بیشتری صورت گرفته....ساحل زیبای خلیج فارس یک خاطره ی فراموش نشدنی برای من و دیگر کسانی است که از آنجا بازدید میکنند...ساحلی تمیز و زیبا و دریایی آرام و پاکیزه که تا عمق 10 متری آن را میتوان با چشم دید...ماهی های زیبا و دیگر موجودات آبی باعث زیبایی بیشتری این خلیج همیشه فارس!!! میشوند
2.رستوران پاویون ، عبدالجبار کاکایی-مهدی امینی خواه-شفیعی زاده و یک خواننده ی جوان:
یکی از دوستان پدرم توصیه کرد برای جلوگیری از بیمار شدن به رستوران پاویون برویم برای صرف ناهار! رستوران عالی بود و قیمت هایش هم نسبت به کیفیت غذا خوب بود...در میز کناری ما مهدی امینی خواه بازیگر جوان سینما و تلویزیون نشسته بود و گویا دوست داشت به زور به همه امضا بدهد...البته بدون گریم من نتوانستم بشناسمش ولی هنگامی که به او نگاه کردم چنان چشمکی زد که یعنی آره! من همونم! تا پایان سفر چشم من 3 بار دیگر با دیدن ایشون در بازار ها و رستوران ها روشن شد! عبدالجبار کاکایی شاعر توانای کشور که هر نوع شعری را می سراید هم چند میز آن طرف تر بود و کمتر از دیگران خودش را گرفته بود هر چند چهره اش را بیشتر از دیگران در تلویزیون دیده ایم...شفیعی زاده مدیر عامل سابق تیم منحل شده ی استقلال کیش هم در رستوران بود و سر یک میز 10 نفره نشسته بود و صدای همه رو در آورده بود...او هم مثل برادرش که مدیر عامل استقلال اهواز هست خیلی خودش رو میگیره...یک خواننده ی جوان شیک پوش که عکسش را قبلا روی جلد مجله دیده بودم هم در رستوران بود و او هم احساس مشهور بودن و محبوب بودن میکرد!!!
3.دیدار مسافران آشنا:
اینقدر این شهر کوچک است که میتوان هر کسی را دید! دوستان و آشنایان را که مثل ما مسافر بودند زیارت کردیم و فقط جای شما خالی بود!
4.اتفاقات و حواشی زیاد بود ولی چه کنم که حافظه ام داغونه! کاش لپ تاپ رو با خودم برده بودم!
روز سوم(دیروز):
1.دیروز هم به پاساژها و بازارها سر زدیم و ضمنا آب و هوای خوبی هم داشت دیروز...هم شرجی نبود و هم خنک تر بود...
2.کشتی یونانی که گویا 40 سال پیش در سواحل این جزیره ی مرجانی به گل نشسته است منظره ی بسیار زیبایی را بوجود آورده بود مخصوصا هنگامی که خورشید در پشت کشتی غروب میکرد...تقریبا شلوغ ترین مکان توریستی کیش همین کشتی یونانی بود...
3.آتش بازی هم که کار هر شب مسئولان کیش بود و زیبایی بسیار زیادی رو به این شهر میبخشید...البته صدای بلند و ترسناک این آتش بازی ها کودکان و برخی مسافران خارجی رو بی نهایت ترسانده بود...دیشب بار اول یک خانواده ی سوئدی از کنار ما رد شدند و مرد خانواده! که فکر کرده بود من بیچاره هم عربم! به عربی شروع کرد به سوال پرسیدن که من نفهمیدم...وقتی چهره ی متعجب من رو دید به زبان سوئدی پرسید!!!!!!! آخرش دیدم بیخیال نمیشم به انگلیسی گفتم انگلیسی بگو منم بفهمم چی میگی که جوابتو بدم! تازه طلب کار بود که چرا زودتر نگفتی انگلیسی بلدی؟! البته بنده خدا کلی از صدای آتش بازی های ترسیده بود...بعد هم یک آفریقایی یا شاید عرب طرف من اومد و به عربی یه چیزایی گفت...من حدس زدم در مورد آتش بازی میپرسه و به انگلیسی جوابش رو دادم! حالا طرف از من بیشتر انگلیسی بلد بود و شروع کرد به سوال پرسیدن در مورد همه چیز جزیره پرسید و آخر هم گفت راستی اینا چرا این صداهارو در میارن و نورافشانی میکنن؟ گفتم فکر کن جشنه!
4.و در نهایت دیشب در همان رستوران پاویون جانعلی! و برخی دیگر از هنرمندان عرصه ی طنز لوس و بی مزه رو دیدم!
روز آخر:
1.صبح از خواب بیدار شدم و لباس پوشیدم و آماده برای سوار شدن به هواپیما
2.هواپیما تاخیر کوتاهی داشت و دلیل آن این بود که اتوبوس های انتقال مسافر به هواپیما دیر کرده بودند!
3.این هواپیما خودش تاخیر داشت هیچ! مسافران هم اجازه ی پرواز نمیدادند...یک آقا و خانم آرایش کرده و از خود راضی و سانتی مانتال! که از خودشون خیلی لذت میبردن وارد هواپیما شدند و گویا کارت پرواز خود را دیر گرفته بودند و نمیتوانستند کنار هم بشینند! این خانوم که آستین کوتاه پوشیده بود و روسری هم نداشت به شدت اصرار داشت که کنار همسرش بنشیند و نه کنار یک مرد مجرد یا هر کس دیگری! همین باعث شد تا این خانوم و آقا با کلیه ی کادر هواپیما و برخی مسافران درگیر شوند! پسر جوانی هم این خانم از نشستن در کنارش خودداری کرده بود فریاد میزد که من عقده ندارم کنار تو بشینم میمون!!! سپس کمک خلبان ایرانی هواپیما که بسیار خوشتیپ بود و شباهت بسیار بسیار زیادی به احمد باطبی داشت نزدیک شد و گفت مشکل چیه و پس از باخبر شدن از مشکل از من درخواست کرد که خواهشمندم جای خودتو با این خانم عوض کن که کنار همسرش بشینه! من هم قبول کردم ولی برای اینکه روی این خانوم و آقا کم بشه بلند گفتم من قبول میکنم ولی فقط به خاطر ایشون نه شما دو تا که باعث خنده ی تمسخر آمیز ملت به این آقا و خانم شد! تازه آقا طلبکار هم بود که شما با ما خوب رفتار نکردید! برو بابا حال نداریم! در ضمن این آقای همسر !! تا پایان مسیر با 3 جوان دیگر درگیری لفظی بوجود آورد که حل شد.....راستی این آقای کمک خلبان کلی من رو خجالت داد و به خاطر لطفی که بهش کرده بودم من رو برد توی کابین خلبان و ازم پذیرایی کرد! جای شما خالی
4.به سلامتی در فرودگاه مهرآباد فرود آمدیم! و چه سفر نسبتا خوبی بود این سفر! هرچند که حوصله اش رو اصلا نداشتم...
جای همگی خالی...دلم برای همتون تنگ شده بود
فعلا!
|+| نوشته شده توسط نوجوان در شنبه بیست و یکم مرداد 1385  |
 جیغ های زن همسایه!
1. افتضاحه!!! باز هم خشونت علیه زنان!!! چیزی که باور نداشتم اینقدر جدی باشه!!! 1 ساعت پیش که اومدم کنار پنجره لب تاپ رو گذاشتم جلوم و روشنش کردم که صدای جیغ بلندی رو شنیدم...اولش فکر کردم یه بچه ی کوچیکه ولی ادامه دار شد: ولم کن...ولم کن....ولم کن...تورو خدا ولم کن....کثافت ولم کن...میخوای منو بکشی؟ ولم کن!

همین الانم نمیدونم اون زنی که این فریاد ها رو میزد برای کدوم ساختمان بود و الان وضعیتش چطوریه! کاشکی میشد کمکش کنم......ولی سوال اینجاست:تا کی؟

2.امروز اولین دیدار نسبتا مهم امیر قلعه نویی با تیم ملیه...امیدوارم تیم نتیجه بگیره و امیر قلعه نویی که شایسته ترین مربی داخلی برای سرمربیگری تیم ملی است سالهای زیادی در کنار تیم باشه

3.آخ آخ آخ...اصلا حواسم نبود! روز پدر بر همه ی پدرها مبارک! بر پدرهای آینده هم مبارک!

4.باز هم یک مسافرت مسخره ی دیگه پیش رو دارم! برای من مسافرت با خانواده اونم برای مدت کم از تبعید بدتره! اونم کجا؟ کیش! اونم چند روز؟ 2 روز! احتمالا بدترین مسافرت زندگیم خواهد بود(امیدوارم از مسافرت تبریز کی عید رفتم بدتر نشه!)
راستی با هواپیما میرم...برا همین این شعر رو مینویسم:

برو دیگر که دل از غم رها کردم!
خداحافظ خداحافظ که دیگر بر نمیگردم!
...
هواپیماهای خطوط داخلی از درشکه بدترن به خدا!!!!! حتی اگه بهترین هواپیما و بهترین آژانس مسافرتی باشه(گویا برای ما اینطوریه!)
...

فعلا یا علی...عیدتون مبارک!
|+| نوشته شده توسط نوجوان در سه شنبه هفدهم مرداد 1385  |
 
 
بالا